محکمه الهی----کلیپ صوتی

دوستان عزیز امشب براتون یه کلیپ صوتی خیلی توپ آماده کردم به نام محکمه ی الهی . این کلیپ در حقیقت یک شعر زیباست از شاعر خوبمون با نام خلیل جوادی که با صدای خودش اجرا شده. باید بگم که یکی از زیبا ترین اشعار طنزی هست که تا به حال من شنیدم و باید بگم از نظر معنایی هم فوق العاده قوی و زیباست...

دانلودش رو بهتون پیشنهاد میکنم

متن شعر از این قراره :

یه شب که من حسابی خسته بودم
همينجوری چشامو بسته بودم

سياهی چشام يه لحظه سُر خورد
يه دفعه مثل مرده ها خوابم برد

تو خواب دیدم محشر کبری شده!
محکمه ی الهی بر پا شده!

خدا نشسته مردم از مرد و زن
ردیف ردیف مقابلش واستادن

چرتکه گذاشته و حساب می کنه
به بنده هاش عتاب خطاب می کنه

میگه چرا این همه لج می کنید؟!
راهتونو بی خودی کج می کنید؟!

آیه فرستادم که آدم بشید!
با دلخوشی کنار هم جمع بشید

دلای غم گرفته رو شاد کنید
با فکرتون دنیا رو آباد کنید!

عقل دادم برید تدبر کنید
نه اینکه جای عقلو کاه پر کنید!

من بهتون چقد ماشالله گفتم!
نیافریده باریکالله گفتم!

من که هواتونو همیشه داشتم
حتی یه لحظه گشنه تون نذاشتم!

اما شما بازی نکرده باختید!!
نشستید و خدای جعلی ساختید!

هر کدوم از شما خودش خدا شد!
از ما و آیه های ما جدا شد!

یه جو زمین و این همه شلوغی؟!
این همه دین و مذهب دروغی؟!

حقیقتاً شماها خیلی پستین!
خر نباشین گاوو نمی پرستین!

از توی جمع یکی بلند شد ایستاد
بلند بلند هِی صلوات فرستاد!

از اون قیافه های پشم و پيلي
از اون اعُجوبه هاي چرب و چيلي!!

گفت چرا هیشکی روسری سرش نیست؟!!
پس چرا هیشکی پیش همسرش نیست؟!!

چرا زنا این جوری بد لباسن؟!
مردای غیرتی کجا پلاسن؟!

خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن!!!
اینجا که فرقی ندارن مرد و زن!

یارو کِنِف شد ولی از رو نرفت!
حرف خدا از گوش اون تووو نرفت

چشاش می چرخه نمی دونم چشه
آهان می خواد یواشکی جیم بشه!

دید یه کمی سرش شلوغه خدا
یواش یواش شد از جماعت جدا

با شکمی شبیه بشکه ی نفت!!!
یهو سرش رو پایین انداخت و رفت!

قراولا چند تا بهش ایست دادن
یارو وا نستاد تا جلوش واستادن

فوری در آورد واسشون چِک کشید!!
گفت ببرید وصول کنید خوش بشید!!

دلم برای حوریا لک زده!!
دیر برسم یکی دیگه تک زده!! ()

اگر نرم حوریه دلگیر میشه!! ()
تو رو خدا بذار برم دیر میشه

قراول حضرت حق دمش گرم!!
با رشوه ی خیلی کلون نشد نرم!!

گوشای یارو رو گرف تو دستش
کِشون کِشون برد و یه جایی بستش

رشوه ی حاجی رو ضمیمه کردن
توی جهنم اونو بیمه کردن!

حاجیه داشت بلند بلند غُر می زد!
داشت روی اعصابا تلنگر می زد!

خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی!
یه خورده هم حبسه نفس کن حاجی! ()

این همه آدم رو معطّل نکن!
بگیر بشین این قده کل کل نکن!

یه عالمه نامه داریم نخونده!
تازه، هنوز کُرات دیگه مونده!!

نامه ی تو پر از کارای زشته!!
کی به تو گفته جات توی بهشته ؟!

بهش جای آدمای باحاله
ولت کنم بری بهش ؟ محاله!!

یادته که چقد ریا می کردی!!
بنده های مارو سیا می کردی؟!!

تا یه نفر دور و برت می دیدی
چقدر ولضّالّین رو می کشیدی!!!! ()

این همه که روضه و نوحه خوندی
یه لقمه نون دست کسی رسوندی؟!!

خیال می کردی ما حواسمون نیست؟!!
نظم نظام هستی کشکی کشکیست؟!

هر کاری کردی بچه ها نوشتن!!
می خوای برو خودت ببین تو زونکن!! ()

خلاصه، وقتی یارو فهمید اینه
بازم دُرُست نمی تونست بشینه!!

کاسه ی صبرش یه دفه سر می رفت!
تا فرصتی گیر می آورد در می رفت!

قیامته اینجا عجب جاییه!!
جون شما خیلی تماشاییه!!

از یه طرف کلی کشیش آوردن!
 کشون کشون همه رو پیش آوردن!

 گفتم اینارو که قطار کردن
 بیچاره ها مگه چیکار کردن؟!

 مأموره گفت میگم بهت من الان!
 مفسد فی الارض که میگن همین هان!!! ()

 گفت: اینا بهش فروشی کردن
بی پدرا خدارو جوشی کردن!!!

به نام دین حسابی خوردن اینها!!!
 کفر خدا رو در آوردن اینها!!!

 بد جوری ژاندارکو اینا چزوندن!!
 زنده توی آتیش اونو سوزوندن!!

 روی زمین خدایی پیشه کردن!!
 خون گالیله رو تو شیشه کردن!!

 اگه بهش بگی کُلاتو صاف کن
 بهت میگه بشین و اعتراف کن!! ()

 همیشه در حال نظاره بودن
 شما بگو اینا چی کاره بودن؟!

 خیام اومد یه بطری ام تو دستش!! 
 رفت و یه گوشه یی گرف نشستش

 حاجی بلند شد با صدای محکم
 گفت : این آقا باید بره جهنم!!

 خدا بهش گفت تو دخالت نکن!
 به اهل معرفت جسارت نکن!!

 بگو چرا به خونِ این هلاکی؟!
 این که نه مدعی داره نه شاکی!

 نه گرد و خاک کرده و نه هیاهو!
 نه عربده کشیده و نه چاقو

 نه مال این نه مال اونو برده
 فقط عرق خریده رفته خورده!! ()

 آدم خوبیه هواشو داشتم!!
 اینجا خودم براش شراب گذاشتم!!

 یهو شنیدم ایست خبردار دادن!!
 نشسته ها بلند شدن واستادن!!

حضرت اسرافیل از اونور اومد!
رفت روی چارپایه و چند تا صور زد!!

دیدم دارن تخت روون میارن!
فرشته ها رو دوششون میارن!

مونده بودم که این کیه خدایا
تو محشر این کارا چیه خدایا؟!!

فِکر می کنید داخل اون تخ کی بود؟!!
الان میگم ،یه لحظه ، اسمش چی بود؟

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد
همون که این لامپارو اختراع کرد!

همون که کاراش عالی بود، اون دیگه!!
بگید بابا ، توماس ادیسون دیگه!!!

خدا بهش گفت دیگه پایین نیا
یه راست برو بهشت پیش انبیا!!

وقت رو تلف نکن توماس زود برو!!
به هر وسیله ای اگر بود برو

از روی پُل نری یه وقت می افتی!!
میگم هوایی ببرند و مفتی!!

باز حاجی ساکت نتونس بشینه!!
گفت که : مفهوم عدالت اینه؟!

آخه ادیسون که مسلمون نبود!
این بابا اهل دین و ایمون نبود!

نه روضه رفته بود نه پای منبر!! ()
نه شمر می دونست چیه نه خنجر!!

یه رکعت ام نماز شب نخونده!
با سیم میماش شب رو به صبح رسونده!!

حرفای یارو که به اینجا رسید
خدا یه آهی از ته دل کشید!

حضرت حق خودش رو جابجا کرد!
یه کم به این حاجی نیگا نیگا کرد!!

از اون نگاههای عاقل اندر!!
[ سفیه ] شو باید بیارم این ور!!!!

با اینکه خیلی خیلی خسته هم بود
خطاب به بنده هاش دوباره فرمود

شما عجب کلّه خرایی هستید!!
بابا عجب جونورایی هستید

شمر اگه بود آدولف هیتلرم بود!!
خنجر اگر بود روو ِلوِرم بود!!

حیفه که آدم خودشو پیر کنه!!
و سوزنش فقط یه جا گیر کنه!!!

میگید توماس من مسلمون نبود؟!
اهل نماز و دین و ایمون نبود؟!!

اولاً از کجا میگید این حرفو ؟!!
در بیارید کلّه ی زیر برفو!!

اون منو بهتر از شما شناخته!
دلیلشم این چیزایی که ساخته!

درسته گفته ام عبادت کنید!
نگفته ام به خلق خدمت کنید؟!

توماس نه بُمب ساخته نه جنگ کرده!
دنیا رو هم کلی قشنگ کرده!!

من یه چراغ که بیشتر نداشتم!
اونم تو آسمونا کار گذاشتم!!

توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد!
نمیدونید چقدر کمک به من کرد!!

تو دنیا هیشکی بی چراغ نبوده!!
یا اگرم بوده، تو باغ نبوده!!!

خدا برای حاجی آتش افروخت!!
دروغ چرا يه کم براش دلم سوخت!!

طفلی تو باورش چه قصرا ساخته!
اما به اینجا که رسیده باخته!!

یکی میاد یه هاله ایی باهاشه!
چقد بهش میاد فرشته باشه!!

اومد رسید و دست گذاش رو دوشم!!
دهانشو آوُرد کنار گوشم

گفت: تو که کلّه ات پُرِ قورمه سبزیست!!
وقتی نمی فهمی، بپرسی بد نیست!!! ()

اونکه نشسته یک مقام والاست!
مترجمه، رفیق حق تعالی ست!

خودِ خدا نیست ، نمایندشه!!
مورد اعتمادشه بندشه!!

خدای لم یلد که دیدنی نیست!
صداش با این گوشا شنیدنی نیست!!

شما زمینیا همش همینید!!
اونورِ میزی رو خدا می بینید!!!!

همینجوری می خواست بلند شه نم نم!
گفت : که پاشو، باید بری جهنم!!!

وقتی دیدم منم گرفتار شدم
داد کشیدم یه دفعه بیدار شدم!!

برای دانلود میتونید از این لینک ها استفاده کنید

فرمت MP3  محکمه ی الهی

فرمت WMA  محکمه ی الهی

برای دانلود روی لینک رایت کلیک کرده و save target as... رو انتخاب کنید